ماجرای قربانیكردن اسحاق را تعریف كن

یك وقتی مرد بسیار پیری بود، ابراهیم، كه پسر كوچكی داشت، اسحاق، و بین آنها خدا بود.
روزی خدا گفت: "ابراهیم، پسرت را بردار و ببر به كوه، محكم ببندش و او را بكش، اگر من را دوست داری، باید این كار را برایم بكنی."
ابراهیم نمیخواست پسرش را بكشد، اما مجبور بود.
همینطور كه میرفتند، اسحاق نمیدانست كه او كشته شدهبود و همینكه به كوه رسیدند و ابراهیم آتشی درست كرد، اسحاق از او پرسید، این برهچی یا بزكی كه میخواهی كبابكنی، كجاست؟ و ابراهیم گفت: "راستش را بگویم، تو هستی."
آنوقت اسحاق را به یك چوب بست و چاقو را بالا برد. در همان لحظه فرشتهای ظاهرشد و دست ابراهیم را محكمگرفت. فرشته به او گفت: "ما دیدیم كه تو نافرمان نشدی، خوبكاری كردی! حالا كافی است. امروز دیگر پسرت را نمی كشی."
و ابراهیم و اسحاق برگشتند به ده.
اما این داستان اینقدر مسخره است كه من فكرمیكنم آن را ساختهاند.
از مجموعه ي انشاهاي كودكان..
ذهنيت ايراني در گالري هما
پست پايين به اشتباه منتشر شده است!! از اين بابت متاسفم دوستان. تصحيح مي كنم:
امروز (جمعه) در گالري هما نمايشگاهي از برگزيده اي از هنرمندان خارج از كشور افتتاح يم شود.
اردشير محصص، بهمن محصص، مسعود سعدالدين، علي نصير، هادي هزاوه اي، مسعود عربشاهي،هوشنگ سيحون، سيراك ملكونيان، بهجت صدر، واحد خاكدان، محمود فرشچيان، منير فرمانفرمائيان، قاسم حاجي زاده، منصور وكيلي، حسن واحدي، ناهيد حقيقت، محسن وزيري مقدم و نيكزاد نجومي هنرمندان اين نمايشگاه هستند.
اين نمايشگاه تا ۱۷ ارديبهشت برپاست.
درباره ی نمایشگاه آثار طراحی
بدون عنوان، بدون نشان

گفتگویی که در پی می آید حاصل یک دیدار و گفتگوی مقدماتی است که با امیر حسین جاویدمهر در روز افتتاحیه نمایشگاه طراحی هایم در اواخر آذرماه داشته ام. بعد از آن گفتگو قرار شد تا قسمتی از سوال و جوابهایمان را با یکدیگر در میان بگذاریم. که نهایت امیر با یک برگه از سئوالهایش روز آخر نمایشگاه آمد و من کمی با تاخیر برایش جواب دادم. لیکن چون متن دوباره به دستم رسیده آن را منتشر می کنم.
من طراحي هاي تو را كه مي ديدم احساس مي كردم كه سعي شده كارها راحت و ساده و به دور از ترفندهاي افراطي هنرمندانه! اجرا شود. در عين حال كه وجوه ابهام آميزي در بيشتركارها مشاهده مي شود كه نمي خواهم به آن بارارزشي مثبت يا منفي داده شود. همين طور احساس كردم كه در بيشتر كارها يك رابطه ي هماهنگي بين اسلوب اجرايي و موضوعهاي نسبتاً پنهاني كه به آنها پرداخته بودي وجود داشت. حالا براي شروع مي خواستم خودت شرح و ديدگاهت را نسبت به طراحي بيان كني هرچند كه فكر مي كنم حال طراحي آن قدر وسعت پيدا كرده كه نمي توان يك تعريف يكه و قاطع از آن ارايه داد.
من براي اين كه به منظور طراحي ها در نمايشگاه "بدون عنوان-بدون نشان" نزديك شوم سعي بسياري خواهم كرد تا به طور دقيق ولي تا آنجا كه خود مي توانم به تفسير آنها بپردازم.
براي اينكه به جواب سؤالت- كه بيشترحاوي چند سؤال متعدد است نزديك شويم- مي خواهم اتفاقي كه باعث شد تا اين نمايشگاه شكل بگيرد را به طور خلاصه مرور كنيم.
نقطه شروع اين آثار از حدود يكسال قبل آغاز شد. ليكن ايده ي آنها را نمي توانم به طور مشخص و دقيق تعيين كنم و نه مي توانم توضيح دهم كه حالا چرا اين عنوان را انتخاب كردم. ولي به طور حتم اين طراحي ها در ادامه ي راهي است كه در آن آثار تصويرگري و گرافيكي را مشاهده مي كني. يادم مي آيد دو سال قبل كه اولين نمايشگاه گروهي " طراحان تيف" را تجربه مي كرديم. بعد از اتمام نمايشگاه و در حالي كه در تدارك نمايشگاهي از آثار" نشانه" هايمان بوديم با چند تني چون جناب حامد جابرها و امين علي نياشالي مسئله اي را مطرح كردم با اين عنوان از شعر مولانا كه: " وه كه چه بي رنگ و بي نشان كه منم" . در نمايشگاه گروه طراحان تيف، حامدجابرها چند پوستر داشت كه نوشته هاي آن خوانده نمي شد و همچنين تصاوير هم به طبع آن چندان گويا نبودند. كارهاي بسيار خوبي بودند. بنده هم چند طرح و پوستري را كه در آرشيو داشتم را توضيح دادم كه اصلا آمده بودم روي چنين فضايي كار كرده بودم كه" نه خوانده مي شد و نه نوشته مي شد!" براي حامد اين گونه توضيح دادم كه اين گونه كارها بايد درغالب و نمايشگاهي غير از نمايشگاه پوستر ارايه شود. چون اساسا اين كارها با رسالت گرافيك در تناقض است . كارهايي است كه بيشتر بايد با تعريفي ديگر از آثار گرافيكي ارايه شود. حال بياييم اين گونه كارهايمان را كه اتفاقاً ديگر دوستانمان هم تجربه هايي از اين دست داشتند را به نمايش بگذاريم. خلاصه اينكه از طرف دوستان هم صحبت هايي مبني بر اشتياقشان مطرح شد و مانند هميشه به دليل مشغله و بسياري دلايل كه خودت بهتر مي داني ادامه نيافت.
اكنون كه اين نمايشگاه برگزار شده و دوباره به طراحي هاي اين يكسال اخير نگاه مي كنم همان رد و جريان را احساس مي كنم. بدون آنكه خود خواسته بخواهم به آن بپردازم. بدون آنكه اين شعر موضوع كارهايم قرار گرفته باشد و فكربدون آنكه بخواهم اين گفتگو را با لحني پرطمطراق به سوي صحبتي فلسفی بكشانم به سادگي بايد بگويم اين مسئله در طول اين مدت در روح كارهايم وجود داشته است بدون آنكه بخواهم به آن بپردازم.
جداي از اين بحث اگر از من بپرسي حضور زن در كارهايم را چگونه توضيح مي دهم؟ هم خواهم گفت يك دفعه ديدم يك سري كار كرده ام كه در آنها يك تعدادي زن، صحنه ي كاغذي ام را به خود اختصاص داده اند! حال وجوه ابهام آميزي كه درباره اش صحبت مي كني را به مسئله ي بالا ارتباط بده! و اگر اين گونه احساس مي كني يك هماهنگي بين اسلوب اجرايي و موضوع هاي نسبتاً پنهاني وجود دارد حتم بدان به دليل آن بوده كه موضوعات كاري ام، بسيار مرا به خود مشغول داشته است. دلايل بسيار ديگر هم وجود دارد كه فعلاً به همبن بسنده مي كنم!
در قسمتي از نمايشگاه در كارها به لحاظ فرمي تغييراتي مشاهده مي شد. يعني اين طور احساس مي شد كه داده هاي تصويري در آنها به حداقل رسيده يا اصلاً حذف شده بودند. اين مسئله اتفاقي بود يا خواست خودت! اصلاً بودن يا نبودن داده هاي تصويري برايت محدوديت ايجاد مي كند يا نه؟
اين گونه اگر بگويم بهتر است كه داده ها همين ها بوده اند! بيشتر از اين هم نبوده اند. اگر معني اين داده ها كه مي گوييد را مثلاً عناصر فرض كنيم و يا بافت كارها و يا حالا نمي دانم هر چيز ديگر بايد بگويم اين ها به حداقل نرسيده اند. احساس مي كنم كارهايم دچار نوعي پرگويي و زياده گويي هم هست. منظور از پرگويي آن نكات پرعرض و طويل طراحانه نيست بلكه منظورم اين است كه احساس مي كنم چون در كارهايم درگيري بسياري در رسيدن به مسئله اي تجسمي وجود دارد( و اين تفسير خودم است) به همين تناسب هم طراحي ها نوعي زياده گويي دارند. تنها آن دسته از كارها و آن دوره از كارها كه كمي فضايي آبستره تر دارند را بايد بگويم كه همان داده ها را " زن" در اين كارها چيز غريب تري جاي آن را گرفته است كه حالا دركش نياز به همبستگي و نرمشي تازه دارد. اين دوره از كارها را با ياد چيزي و يا موقعيتي مشغول بودم كه ممكن است به كلمه ي طبيعت معني كنم. بله به طور دقيق طبيعت قسمتي از ايده ي اين طراحي ها بود. حال تفسير بيشتر را مي گذارم براي مخاطب.
با توجه به اينكه نمايشگاه تو با عنوان آثار طراحي برگزار شد چقدر براي طراحي به عنوان شاخه اي مجزا يا مستقل اعتقاد داري؟ در عين اينكه بالاخره براي به وجود آمدن هر اثر خواسته يا ناخواسته طراحي هم در آن دخيل است.
اگر چه قسمتي از تعاريف ما از طراحي به دنياي پيش طرح باز مي گردد و اساساً بسياري از آثار با ترسيم طراحي آغاز مي گردد ليكن شكافتن دونكته در آثار نمايشگاه " بدون عنوان- بدون نشان" مي تواند ما را به بطن خود كارها نزديك كند. اول اينكه خويشتن طراحي هایم، مستلزم حفظ ويژگي تصويرگر بودن است و من سعي زيادي داشتم تا دنياي طراحي ام از دنياي تصويرگري ام جدا نشود و دوم اينكه مخاطب آنها را به دليل ويژگي هاي به ظاهر روايت گونه با تصويرگري اشتباه نگيرد.
اينجا ذكر اين نكته براي خواننده مفيد است. اساساً من يك تصويرگر هستم. ولي نه از روي اتفاق به طراحي رجوع كرده ام و نه براي آنكه از قافله ي طراحي عقب مانده باشم! اين كارها بيشترين لطفش براي خود من اين است كه قسمتي از زندگي من است. زندگي كه در آن كارهاي طراحي به حيات خود ادامه مي دهند. همانگونه كه تصويرگري هم وجود دارد. يكي از دلايل به نمايش گذاشتن آنها، خلاص شدن از شرشان بود! حال با فراق بيشتري مي توانم به كارم ادامه دهم. اين تصور كه چون تصويرگري مي كنم، طراحي نكنم كمي ناراحتم مي كند. دوستي يكبار گوشزد كرد كه تو تصويرگر هستي چرا كارخودت را نمي كني! برخلاف نظر دوستان هركاري انجام نمي دهم ولي آن چيزي كه در زندگي ام وجود دارد را نمي توانم پنهان كنم.
با تمام برداشتهايي كه از طراحي مي شناسيم با آن تعاريفي كه براي آن قائليم به نظر مي آيد يك ويژگي در بين آنها خيلي مشترك و عمومي باشد و آنهم بيان فردي طراح يا هنرمند است كه با آن بتواند كنش ها و واكنش هاي فردي و دروني و تجربي خود را نسبت به دنياي بيرون كه در آن زندگي مي كند را از طريق طراحي بيان كند. نحوه ي برخورد تو با اين مسئله چگونه بوده است؟
شايد مسايل ديگري هم برايم مطرح بود كه باعث مي شد تا اين طراحي ها شكل بگيرند. ولي بيان فردي و مخصوصاً تجربي برايم چندان مطرح نبود. تصور خودم اين بود كه بيان شخصي مي تواند به كمك بيايد تا كارهايم متفاوت از آقاي X و خانمY شود. اما چيزي كه در كارها مرا به خود جذب مي كرد اين نبود. چون احساس مي كردم اين امكان و جستجو را در گذشته اي دور از قبيل كاريكاتور ها و تصويرگري ها بيش از حد به آن وابستگي نشان داده ام. پس نتيجه اش را در كارها مي توان ديد. ليكن تجربه كردن هم برايم لطفي نداشت. اما يك مسئله در كل برايم مهم مي نمود كه در آن بتوانم با نوع برخوردم با متريال، ذغال و كاغذ سفيد قواي تجسمي آثار را تقويت كنم. بتوانم بر آن سوار باشم و به راحتي آن را بيان كنم.
در انتها بايد بابت زحماتي كه براي برپايي نمايشگاهت كشيدي از تو تشكر كنم اما بقيه ي صحبتهاي ما كه مفصل هم هست مي ماند براي بعد در پايان اگر حرف خاصي داري بفرما؟
من هم متشكرم از اينكه با دقت اين سوالها را مطرح كردي و موافقم كه اين گفتگو در آينده ادامه داشته باشد.
يكشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۶
متی به روایت انجیل، متی به روایت کاراوادجو

تصویر شماره یک
باروک و دوران پس از منریست ها دوران پر شکوهی محسوب می گردد که در آن مسئله ی نور، حرکت و انسان مورد کنکاش و جستجوی بسیاری از هنرمندان این عصر قرار گرفت. از طرفی اندیشه های خرد گرایی چون تحقیقات گالیله و نیوتن و همچنین آثار کوپرنیک در شکل گیری تفکر این عصر حاوی نکات قابل درخوری است که ما را در تحلیل آثار نقاشان ِ این دوران کمک می کند.
کاراوادجو اگرچه عمر بسیار کمی داشت ولی سعی بسیاری در ایجاد آثاری واقع گرا داشت که در آن روایت های انجیل به شکل تازه ای نقاشی شدند. نمونه، اثری است که از طرف کلیسا به کاراوادجوی ایتالیایی سفارش داده شد. داستان «متی» حواری است که در آن متی بدون آنکه سابقه ای در نوشتن و خواندن داشته باشد با الهام از فرستاده ی خداوند شروع به نوشتن انجیل می کند. در اثر شماره یک کاراوادجو تصویر متی، انسانی است سالخورده، فقیر و کارگر که از راه داری امرار معاش می کند. او با سری طاس و پاهایی برهنه و خاک آلود، ناشیانه کتابی حجیم را به چنگ گرفته و ابروان خود را درهم کشیده است و سنگینی بار نوشتار را بر خود احساس می کند. در کنار او فرشته ی جوانی را ترسیم نموده که گویی لحظاتی پیش از آسمان نازل گشته و به آرامی، همچون استادی که به کودکی درس می دهد، دست کارگر را برای نوشتن هدایت می کند.

تصویر شماره دو
کار شماره یک اگرچه کار خوبی از آب درآمد ولی مورد اعتراض مردم قرار گرفت. آن چیزی که در تابلو وجود داشت با تصورات آرمانی مردم آن قدر فاصله داشت که باعث شد کاراوادجو دوباره دست به کار شود و آن ویژگی های هنر با ارزش ولی قراردادی را در کارش حفظ کند. کار دوم اگرچه کار خوبی از آب در آمد اما مورد پذیرش عموم قرار گرفت.
- این متن با نگاهی به کتاب «تاریخ هنر» گامبریچ، ترجمه ی علی رامین نوشته شده است.
افتتاح اولین جشنواره طراحی معاصر

اولین جشنواره طراحی معاصر ایران، روز جمعه ۲ آذرماه ۱۳۸۶ در موزه هنرهای دینی امام علی(ع) افتتاح خواهد شد. در این نمایشگاه آقایان احمد امین نظر، احمد نصرالهی وخانم معصومه مظفری آثار ۷۵۰ طراح را بررسی کردند و از بین ۲۴۰۰ اثر، ۱۴۱ اثر را قابل نمایش ارزیابی نمودند.
منوچهر معتبر، احمدرضا دالوند،احمد امیننظر،رضا عابدینی و جمشید حقیقتشناس نیز به عنوان داوران مرحله نهایی از بین این آثار،برگزیدگان «نخستین جشنواره طراحی دکتر سندوزی» را معرفی خواهند کرد. اسامی برگزیدگان و کتاب نمایشگاه نیز در روز افتتاحیه اهدا خواهد شد.
اسامی راهیافتگان به جشنواره طراحی معاصر ایران به نقل از وبلاگ سندوزی به شرح زیر است:(اسامی به ترتیب حروف الفباست)
آ: علي آقا حسين پور / سارا آل علي .
ا: مریم ابطحی / مسعود ابوالفضلی / بابك امجد / فیروزه امینی / غزاله اخوان / علی افتخاری نسب/ سهیلا ایل دار/ مارال اصفهانی / فائزه احمدی / سعيد احمدزاده / محمدهادي اميري راد/ آزاده اعتباريان/ پونه اوشيدري / شيما اسفندياري / زينب انتظاري / ميثم اربابون / قادر ابراهیمیان نژاد /نرگس اسعدی نژاد.
ب: رضا بانگیز / سید امین باقری / مجید بیگلری .
پ: مرتضی پورحسینی / مهرداد پورنظرعلی/ مهسا پرنيان.
ت: معصومه تات .
ث:-
ج : بنفشه جهانگيري.
چ: سمیه چهار تكاب.
ح : شهریار حاتمی / سعیده حاتمی/ خدیجه حیدرپور / سعید حسین / الهه حیدری / حجت حسيني / آهو حامدي .
خ: على خوشکام / محمد خلیلی / آتوسا خلج امیرحسینی / آزاده خواجه نصيري .
د : عليرضا دياني / آزاده دادور بلوچی.
ذ:
ر: دنیا رئیسی / حسین روانبخش / محمد رحیمی/ فاطمه راهیل قوامی / حسن روح الامینی / عصمت روزبياني / امير رضائي .
ز : فروز زارعی/ مائده زاهدي تجريشی / امير حسين زنجاني .
ژ: فاطمه ژاله /
س : خلیل سمائی جابلو/ غلام حسین سهرابی / سپیده سحر / حجت الله سعادت/جاهد سربلند/ مهدی سعادت.
ش: یوسف شجری اقدم / هیرش شیوا / شیوا شهلا / يوسف شريف كاظمي / حسین شاه طاهری.
ص : شیوا صادق اسدی / زهرا صمدزاده / شهروز صدرفرزانه/ سحر صفريان بارانلو/ فريما صفائي / ميثم صديق / فاطمه صادقی.
ض:-
ط : تهمینه طاهباز / امیر طباطبائی / الهه طاهریان / راحله طالبی قانع .
ظ :-
ع : سمیره عبدی / محسن علی شیری / بهرام عبدالله خان گرجی / آساره عكاشه / مریم عیوضی / مسعود علیرضا/ ندا عسگری / اشكان عبدلي / هادي عرب نرمی / نيلوفر عابدي / سارا عباسيان.
غ : کیانا غیائی.
ف : علی فتح اللهی / حبیب فرج آبادی / سحر فرج زاده / لیلا فلاح / فواد فراهاني / مهري فروزان/ شكوفه فلاح.
ق : مریم قندهاری / جواد قطرانی / راضیه قدیمی/ نازلی قاسمی.
ک : بهمن كیانی آزاد / مجید كاظمی / مریم كریمیان / سمانه كربلائی/ مریم كلینی .
گ : مهران گلستان
ل: -
م: شهره موری / نزار موسوی نیا / حمید مصدق / ابراهیم مقبلی/ لاله معمار اردستانی/ سید محمد مساوات/ لیلا مفید / الناز مصطفائي/ علي محرمي / نسرين مرادي / فرهاد مفوّز / فريد ملائي / عاطفه مجيدي نژاد .
ن : مژگان نجفی / طاهر نیکخواه ابیانه/ ميلاد نعمتي / علي ندائي / ميثم نوائي سامي.
و : فاطمه وفائی نژاد.
ه : ساسان هوشنگي .
ی: حميدرضا يراقچي .
خیابان ولی عصر ، بعد از میدان ونک ، خیابان اسفندیار، شماره 35، موزه هنرهای دینی امام علی (ع)
هنر نزد ایرانیان است و بس

این متن طنز نیست!
روی آثار مهمترین نقاشان ایرانی در موزه ی کرمان برچسب اموال خورده است. نقاشی های «علی اکبر صنعتی»، «سهراب سپهری»، «منوچهر یکتایی» آسیب جدی رسیده است.
اگر به نگارخانه ی صبا رفته باشید به طور حتم آثار نقاشان دهه ی 40 و 50 را دیده اید. آثار مهمی از بهمن محصص، حسین کاظمی، ابوالقاسم سعیدی و بسیاری که قسمتی از تاریخ نقاشی ما را تشکیل می دهند. بدون هیچ شکی، این آثار هر چه هستند و هر ارزشی که داشته باشند قسمتی از بایگانی موزه های ما، موزه ی هنرهای معاصر، سعدآباد... و بسیاری از کلکسیونرها را تشکیل می دهند. این آثار امروز با قیمت های مختلفی خرید و فروش می شوند و در حقیقت قسمتی از گردش اقتصادی هنری را بر دوش گرفته اند. بسیاری خواهان داشتن این آثار هستند و.... با وجود این بسیار عجیب است که در بزرگداشت این هنرمندان کارهایی به نمایش گذاشته می شوند که رویشان برچسب اموال می خورد. امیدوارم این برچسب ها جزو تاریخچه ی این آثار نشوند! یا اینکه مرمت کارها مجبور نباشند این آثار را بعد از برداشتن برچسب ها، احیا کنند. می ترسم تا این کارها به لحاظ رنگ و نور تغییرات مهمی داشته باشند.

وزارت فرهنگ و ارشاد،اداره کل فرهنگ استان کرمان، موزه صنعتی، فرم ۹، شماره ۱۱

اثری از منوچهر یکتایی که به وسیله ی موزه برچسب خورده است.
به طور جد، نباید با سهل انگاری به این واضحی گذشت. آن هم از طرف جایی که نام خود را موزه گذاشته است. چه موزه ی صنعتی کرمان و چه هر موزه ی دیگری! این آثار جدا از اینکه متعلق به موزه و مردم کرمان است، متعلق به من هم می باشد. متعلق به تک تک ایرانی هاست. این آثار جزو اموال تاریخی و فرهنگی من ِ ایرانی است که به امانت نزد موزه ی کرمان است.
روش آموزشی در کارهای پیت موندریان و سئوالی تکراری!
این پیت موندریان عزیز چند بار موضوع گفتگوی من با اساتید شده..! به روش نقاشی اون از ابتدا تا دوره ای که با اون مطرح شد (اگه به خوبی نگاه کنیم) رد پای یک نقاش و طراح زبردست قرن شانزدهمی را می بینیم که می تواند درخت را مثل درخت بکشد و نگاه جدی ای به دنیای اطرافش دارد و با همین تسلط وارد دنیای نقاشی ی مدرن می گردد و همه را مجذوب خودش می کند.

این طراحی عنوان ندارد

نمایشگاه نقاشی های رضا هدایت در گالری اثر
دست یوسف علیخانی درد نکنه! چون دسترسی به عکس های نمایشگاه نداشتم از وبلاگش سواستفاده کردم و عکسهایی رو که در روز افتتاحیه از نمایشگاه رضا هدایت گرفته بود رو روی وبلاگ گذاشتم..و چقدر هم عکس.. برای دیدن عکسای بیشتر کلیک کنید.
آدرس خیابان طالقانی بعد از ایرانشهر خیابان شهید موسوی خیابان بر فروشان روبروی خانه هنرمندان پلاک ۱۳

"دلا غافل"
چندی پیش دوستی بنام "سحر" کامنتی برایم گذاشته بود با این شرح که امروزه همه دوس دارن برای سایشون بنویسن.. و اینکه اگه برای سایه می نویسی چرا روی وبلاگ می گذاری؟ و ...البته این اولین باری نیست که چنین پرسشی در وبلاگم گذاشته می شود ولی تاکنون نخواسته ام به آن بپردازم.. چند نفر دیگر هم به این مسئله پرداخته بودند که... می خواهم پست بعدیم در این باره باشد.. از کسانی که در این باره نظری دارند می خواهم تا به آن بپردازند.. پست بعدی من در این باره است.
اما "دلا غافل" جزو مجموعه ایست که این آخرها دارم روی آن کار می کنم. مجموعه ای که گاها دارای شعر و نوشتار هم می باشد. البته در پست های قبلی این تصور هم بوجود آمد که احتمالا این طرح ها برداشتی از شعر یا نوشتار است.. باید به این وسله تصحیح کنم که این مجموعه تصاویر ارتباط چندانی با نوشتار ندارد ! ایده ی این نوع طراحی ها از مرقع هایی است که در گذشته و در ایران طراحی می شد و در آن مینیاتوری طراحی می شد و در کنار این مینیاتور نوشته ای می آمد که ارتباطی با طرح نداشت.



بدون عنوان - بدون نشان

مرا می بینی و هر دم ز یادت می کنی دردم
تو را می بینم و میلم ز یادت می شود هر دم

خیال حوصله بحر می پزد هیهات
چهاست بر سر این قطره ی محال اندیش

صبح به خیر کروکدیل!

بازیهای بروشور عکاسی
این پست رو جوابیه ندونین!!
کمی برام سخته که بپذیرم روش طراحی عینی گرا تنها مقدمه ی رسیدن به استایل طراحی و نقاشیه!! کمی صداقت در بررسی آثار تاریخ هنر و کمی جدیت در بررسی آنها باعث می شود تعاملات آموزشی هنری را یکسویه نکنیم. نمونه ی مصداقی آن هم می تواند جین داین و و و ... اصلا ولش کن.. چند روزه کم حوصله شدم!!

عکس از مریم کریمی

عکس از مهگام مرتضی پور

عکس از هنگامه پیروز

عکس از مهری رحیم زاده
عکس ها از نمایشگاه آخر گروه عکاسان آمونت
خاطره ی صندلی خالی

این طراحی متعلق به کلاس طراحی است. اگرچه با این روند طراحی و کلاس ارتباط برقرار نمی کردم ولی این طراحی را نمی دانم چرا خیلی دوست دارم. سیستم کلاس به دلیل روند خسته کننده ی طراحی ِ عینی گرا کمی جریان مضحک روش تدریس طراحی در دانشگاه را به نمایش می گذارد. خیلی ها تا این طراحی را دیدند گفتند "صندلی امامه؟!" ولی باید عرض کنم "این صندلی کامپیوتره که روش پارچه انداختم!!"
شازده کوچولو

تب فوتبال

سلف پرتره

کمی سخت بودن و کمی دو دل بودن برای کشیدن یک سلف پرتره باعث می شود تا آدم سالیان سال طراحی یا نقاشی ای از خودش نکشد. صادقانه باید اعتراف کنم کمی ترس از شناخت خویش و یا کمی دلهره از نمایش آن چیزی که هست، همیشه همراه من بوده است. این مسئله باعث شده تازه خودم را کشف کنم! البته کمبود مدل و گاهی وقتها چیزهایی که نمی توانم اینجا از آن بنویسم.