جارو برقي و تبليغات مشابه
تبليغات شهري تهران در چند ماه اخير را اگر يادتان باشد و اگر در شهر تردد مي كرديد بيلبوردي از جاروبرقي تهيه شده بود كه كارگر نظافتچي در حال جارو كردن گوشه ي بيلبورد را جمع كرده بود. تبليغ ساده و تاثير گذاري بود. هرچند با ديدن نمونه هاي خارجي تبليغ اين شبهه به وجود مي آيد كه كار كپي از نمونه ي خارجي است (با توجه به كپي هاي بسيار هم اصلا بعيد نيست!) ليكن مي توان اين ايده را در كنار كارهاي ديگر ديد و تحليل كرد.
(متاسفانه نمونه ي ايراني در دسترس ندارم. خواهش مي كنم دوستاني كه به اين كار دسترسي دارند برايم ميل كنند.)
به نظر مي رسد اين آگهي براي روزنامه طراحي شده است.
اين نمونه را شركت Y&R با اجاره كردن ساختماني در حال ساخت به صورتي كه مشاهده مي كنيد اجرا كرد.
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 3:11 توسط مجید کاظمی
|
جايي براي جيپ

در بهار 2007 در كوپنهاگ گروه تبليغاتي Y & R Bates كه شعبه آن در كشور دانمارك قرار دارد درصدد آگاهي دادن به مشتريان كارخانه ي جيپ اين فرم از آگهي ها را ارايه نمود.
با توجه به اينكه يكي از مهمترين قابليت هاي ماشين جيپ پارك كردن آن در هر شرايطي است مسئولين فروش آن ترتيبي دادند تا امكان تبليغات تازه اي براي اين ماشين پديد آيد كه در آن مشتريان به استفاده از جيپ در محيط هاي شلوغ و جنوبي شهر ترغيب گردند.
در اين آگهي، همانطور كه مي بينيد، مي توان ديد كه فضاهايي براي پارك كردن ماشين جيپ در نظر گرفته شده است. اين فضاها با خطوط سفيد تعبيه شده كه اسم ماشين جيپ نيز نشان دهنده ي محل پارك اين ماشين است. طراح اين آگهي ها با ارائه اين تصاوير در نظر داشته تا قابليت پارك شدن جيپ در هر موقعيتي را به عنوان يك ارزش به خرداران يادآوري كند.
مديرايده پردازي اين پروژه Ib Borup، مدير هنري Peder Schack، طراح لي آت Tobias Aggergaard و عكاس آن Pernille Elung است.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 1:17 توسط مجید کاظمی
|
آلفونس موشا
«سارا برن هارد» - 1896 - ليتوگرافي
نقاش و طراح گرافيك ر كه در جريان و تحولات آرت نوو قرار داشته و سعي زيادي در رشد و انعكاس ويژگي هاي تزييني كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0:42 توسط مجید کاظمی
|
نمایشگاه پوسترهای عاشورایی
خانه هنرمندان، نمایشگاه پوسترهای عاشورایی، 72 پوستر به نام 72 تن یاران امام حسین (ع).

پوستر بالا پوستری است که نام طراحش را به یاد نمی آورم. اصلا مهم نیست طراحش کیست! طراح را نمی شناسم. اما نکته ای در کار وی بود که ذهنم را قلقلک می داد. اگر نمایشگاه را رفته باشید و درست دقت کرده باشید قسمت روشن دور سر امام بعد از چاپ بوسیله ی کاغذ طلا یا چیزی شبیه به این –با دست- نقش شده است. و چند قسمت دیگر!

سئوالی که برایم پیش آمد جدای از آثار زیبایی که در نمایشگاه بود و می شد نمایشگاه را برجسته تصور نمود این که کدام طراح گرافیک به این فکر می کند که کار بعد از تکثیر با دست نقاشی شود؟ چه تفاوتی بین کار گرافیک به عنوان رسانه قابل تکثیر و نقاشی وجود دارد که داوران گرامی به این کار رای داده اند؟ حتی در خوش بینانه ترین شکل اگر تصور کنیم طلا اندازی پوستر به دلیل این است که پوستر قرار بوده تا با رنگ پنجم (طلایی) چاپ گردد چه دلیلی دارد طراح به شکل تکثیر خود، یعنی پرینت و پلات، فکر نکند؟
داوران این نمایشگاه عبارتند از: فرزاد ادیبی، كورش پارسانژاد، سیدحمید شریفیآلهاشم، مسعود نجابتی و علی وزیـریانثانی
دبیر نمایشگاه:احمد آقا قلي زاده
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 0:9 توسط مجید کاظمی
|
نمایشگاه پوسترهای سعید بهداد

افتتاحیه: پنجشنبه ۱۰ آبان ۸۶
ساعت ۱۶ تا ۲۰
گالری طراحان آزاد
میدان فاطمی، میدان گل ها، میدان سلماس پلاک ۴۱
تلفن: ۸۸۰۰۸۶۷۶
این نمایشگاه تا ۱۶ آبان ادامه خواهد داشت.
در نمایشگاه پوستر «ظن»، 40 پوستر با الهام از ضرب المثل های ملل مختلف و گزین گویه هایی درباره زنان به نمایش گذاشته خواهد شد.
سعید بهداد در این نمایشگاه تلاش کرده طرز تلقی و نگاه جمله های منتخب را از طریق هنر گرافیک به تصویر بکشد.
از طریق ضرب المثل ها و اصطلاحات معمول در زبان یک جامعه می توان به باورهای مردمان آن رسید. شاید نتوان جامعه ای را پیدا کرد که ضرب المثلی درباره زن نداشته باشد و حرف گزافی نیست اگر بگوییم رد طرز تفکر یک جامعه و نگاهش به هستی را می توان در نوع نگاهش به زن گرفت. زن جنسیتی است چنان پیچیده که شناختش به قول شاعر کاری است تمام وقت و به راحتی می توان یک ضرب المثل بین المللی به تمام زبان ها اضافه کرد:
اگر می خواهی مردمی را بشناسی، نگاه آن ها به زن را بشناس.
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 1:41 توسط مجید کاظمی
|
مشروح میزگرد تایپوگرافی
چهارشنبه نشست و میزگرد بررسی ِ تایپوگرافی در سالن سینما تک ِ موزه ی هنرهای معاصر تهران برگزار گردید. این نشست به دنبال سلسله سخنرانی های تایپوگرافی با حضور فرشید مثقالی، رضا عابدینی، قباد شیوا و مسعود سپهر و با استقبال بسیاری از طراحان و گرافیست ها تشکیل گردید.
این روزها تمامی کسانی که دغدغه ای برای گرافیک دارند مطلع هستند با افتتاح نهمین دوسالانه ی گرافیک بار دیگر نظرات، پیرامون تایپوگرافی، به شکل ِ دوباره مطرح و به نقد گذاشته شد. تایپوگرافی چند سال اخیر به عنوان فرآیند تازه ای که محصولات آن به دست بسیاری از گرافیست های نوجو منتشر و گسترش پیدا کرده است امروز به زعم عده ای نوشتار و تایپ هایی ناخوانا و نوعی غلط نویسی است و به نظر گروهی دیگر در راستای رهایی فرآیند تایپ و دیزاین از جریان سنتی ِ آن است. همچنین به نظر می رسید بعد از سخنان ِ بسیاری که گرافیست های مختلف در رسانه ها مطرح کرده اند و نقدهای پراکنده ای که در تایید و یا رد این مسئله گفته شد زمان ِ آن رسیده بود تا به مناسبت دوسالانه ی گرافیک، جلسه ای علمی با حضور صاحبان نظر برگزار گردد. همین مسئله، یعنی نبود فضایی که بتوان تایپوگرافی ِ معاصر ایران را به میز نقد کشاند، باعث شد تا به ابتکار فرشید مثقالی سلسله سخنرانی ها و نشست دوسالانه ی نهم با موضوع ِ «تایپوگرافی؟» برنامه ریزی و برگزار گردد.
در این چند روز سخنرانان به زعم خویش در نقد و یا بررسی تایپوگرافی به صورت ِ جداگانه سخنرانی و در میزگرد نهایی با نظرات تکمیلی خود را بررسی نمودند.
«تایپوگرافی چیست و چه تعریفی از این مسئله داریم؟» سئوالی که در ابتدا اسداللهی می پرسد و نگاه سخنرانان به عابدینی خیره می شود.
هر کسی شروع کننده باشد باید درباره ی واو به واو حرفهایش پاسخگو باشد! متاسفانه عابدینی هم طفره می رود. این را می توان از نحوه ی پرداختنش به تایپوگرافی و پاس دادن آن به دیگر سخنرانان فهمید. عابدینی مدعی شد تعاریفی که تاکنون درباره ی تایپوگرافی مطرح شده سالیان سال است در دانشگاه ها از آن سخن می رود ولی تایپوگرافی دنیایی ناشناخته ای است که نمی توان محدوده ی آن را مشخص نمود.
مسعود سپهر اما شروعی نسبتا واضح تر و علمی تری به مسئله ی تایپوگرافی دارد. سپهر در بررسی مسئله ی تایپ اشاره به راحت خوانی و درست خوانی تایپوگرافی می کند و همچنین به این مسئله می پردازد که مسئله ی تایپ مسئله ای با مرز ِ مشخص و دقیق نیست مضاف بر اینکه در ایران آگاهی ِ کافی از این مسئله وجود ندارد. ولی چیزی که وجود دارد این است که تلاشمان شاید بتواند به فرآیند کم تجربه ی تایپوگرافی در ایران بیافزاید.
صحبت های فرشید مثقالی بحث را کمی داغ تر می نماید. مثقالی بعد از مقدمه ای درباره ی تایپوگرافی به طرح این مسئله می پردازد که از نگاه ِ بسیاری اگر به آثار گرافیک دوسالانه ی نهم نظری بیافکنیم بن بستی را در تایپوگرافی مشاهده می کنیم که در غالب کارها وجود دارد. بحث خیلی سریع به سمت آثاری می رود که عابدینی به عنوان ِ نماینده ی این آثار پاسخ می دهد.
عابدینی در جریان بحث میزگرد به مقوله ی منابع نوشتاری می پردازد و گله می کند که چرا در این زمینه ما مجموعه و یا کتابی منسجم نداریم. چرا نمی توانیم به صورت مکتوب و با وجود مستندات به تعریف تایپوگرافی بپردازیم و یا درباره ی وجوه مختلف آن سخن بگوییم؟
قباد شیوا که با تاخیر به جلسه رسیده بود با طرح دوباره ی اینکه تایپوگرافی یک مقوله ی علمی و منطقی است به نقد آثاری پرداخت که در آن نگاه شخصی آثار گرافیکی را محدود نموده است. وی باردیگر بر این مسئله پافشاری نمود که نگاه شخصي در اثر در محدوده كار گرافيك نيست و به محدوده هنرهاي ديگر مثل نقاشي مربوط مي شود.
سپهر بسیار محققانه به بررسی این مسئله می پردازد و با توضیح این مسئله که جریان تایپ در داخل صفحات آنقدر ارزشمند هست که بدان پرداخته شود مثال می آورد که معمولا خوانندگان و مخاطبان کتاب چند ساعت از وقت خویش را برای صفحات داخلی می گذارند و در این بین شاید چند دقیقه هم فرصت ِ دیدن روی جلد را ندارند. سپهر ادامه می دهد برای شخصی مانند من تایپ و گرافیکی که برای داخل صفحات استفاده می شود آنقدر مهم است که روی جلد آن شاید زیاد مطرح نباشد.
در پایان مثقالی با آوردن تعاريفي از دايره المعارف معتبر بریتانیکا به توضیح می پردازد و آن را با مصداق های سخنان مطروحه در جلسه ارتباط می دهد و سپهر نیز با ذکر مستنداتی که خود ترجمه نموده بود به تعریف تایپوگرافی می پردازد.
در انتها اگرچه احساس می شد جلسه بدون نتیجه به پایان رسید، لیکن به عقیده ی بسیاری، مخاطبین جوابهایی بسیار مفید از این همنشینی ِ گرافیکی دریافت نمودند.
اگرچه در این پست به موارد بسیاری از حواشی ِ جلسه نپرداختم، لیکن در نوشته ی بعدی که در چند روز آینده می گذارم به نوشتاری خواهم پرداخت که شامل حواشی، نظرات و نقد جلسه ی تایپوگرافی خواهد بود.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:36 توسط مجید کاظمی
|
میزگردی درباره ی تایپوگرافی

نوشته ی زیر را با این ذهنیت نوشتم که هنوز چند ساعتی از میزگرد نگذشته بود، سخنانی در اطرافم رد و بدل شد که با آن چیزی که در جلسه اتفاق افتاده بود تفاوتی ماحوی داشت. بیشتر شبیه به نوعی اظهار نظر شخصی بود که گویی می خواهیم درباره ی جلسه و سخنرانانش قضاوت کنیم.
امروز چهارشنبه نشست و میزگرد بررسی ِ تایپوگرافی با حضور فرشید مثقالی، رضا عابدینی، قباد شیوا و مسعود سپهر و با استقبال بسیاری از طراح ها، گرافیست ها و علاقمندان ِ به این مبحث برگزار گردید. این سلسله بحث ها با چهار جلسه سخنرانی: قباد شیوا، فرشید مثقالی، مسعود سپهر، رضا عابدینی و در آخر میزگرد چهار نفره، با مدیریت مصطفی اسداللهی در موزه ی هنرهای معاصر برگزار گردید.
در این میزگرد همفکری ِ فرشید مثقالی و مسعود سپهر دربررسی ِ علمی و محققانه کم نظیرشان بسیار کارساز بود. گویی بحث نقد ِ دو سیستم ِ موافق و مخالف نیست بلکه بررسی ِ چیزی است که اکنون در اتمسفر تایپ وجود دارد. جلسه ای که به زعم طولانی بودن، بسیار پربار و خلاق برگزار گردید. پیدا کردن روشهایی برای فهم و درک مسئله ی تایپوگرافی در ایران. اگرچه در مراکز آکادمی درباره ی آن آگاهی بسیاری وجود دارد ولی به نقل از عابدینی همه تا این مرحله(آکادمی) شناخت و آگاهی داریم....لیکن فضایی را می طلبیم که در این فضا بتوانیم به صورت گسترده و هماهنگ درباره ی موضوع به اجماع برسیم. نظرات و تجربیاتمان را ارایه دهیم و در قِبل بحث هایمان بتوانیم مسئله ی بن بست ِ تایپوگرافی را به قول مثقالی بررسی نماییم. و به قول شیوا این قدر درباره ی آن صحبت نکنیم و باز هم به قول سپهر بتوانیم بر فرایند "کم تجربه"ی تایپوگرافی چیزی اضافه کنیم.
همین مسایل باعث به وجود آمدن میزگردی خلاق گردید که در آن تایپوگرافی به معنی ِ وسیع آن مورد نقد و نظر قرار گرفت و فکر می کنم اشتباه است اگر همچنان این نظر را من ِ مخاطب داشته باشم که بحث تنها دوئل بین دو جریان فکری محسوب گردد. این جلسه تنها بررسی ِ بن بست و یا ناخوانایی است و بسیاری را در گیر و دار آن به گفتن و شنیدن وادار می کند. از مصطفی اسداللهی گرفته که سعی در بی طرفی در جلسه به مدیریت میزگرد پرداخت تا شور و حرارتی که احصایی، حقیقی، ادیبی و همه ی مخاطبین در بیان نظراتشان داشتند. سئوالاتی مطرح شد که تمامی در گرفتن بسیاری از جواب ها به شخصیت ِ گرافیست ِ امروز کمک می کند.
واقعیتی که در ارایه ی آثار تایپوگرافی در این سالها به وجود آمده است می بایست دو گروه را به نمایندگی بر دو طرف میز ِ نقد می نشاند. حال قرعه به اسم این دو استاد و گرافیست ِ محبوب، عابدینی و شیوا، افتاد. این را هم مخاطبین در جلسه می دانستند و هم سخنرانان و هر دو گروه ابایی در ابراز آن نداشتند. اگر تصویر جلسه را مشاهده کنید این "ژست" و واقعیت مشهود است اگرچه به نظر هم نیاید! چیز منفی ای هم نیست. می تواند در کمترین نتیجه گیریمان باب گفتگوهایی از این دست باشد.
این مطلب به صورت مشروح است که تا یکی دو روز دیگر منتشر می گردد.
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 4:31 توسط مجید کاظمی
|