روسري آبي سيتا را باد برد

مجموعه داستان سيامين حكايت سيتا/رضا مختاري/ نشر چشمه
۱۷) سيتا! خودت گفتي حكايت مسافر صندلي شمارهي 21 را برايت نخواندهام، حالا برايت مينويسم. مسافر ساعت 5 عصر بليت گرفت. ساعت 5/4 عاشق شد و ساعت 45/4 دقيقه كارگران ترمينال متوجه جسد او كه روي صندلي سالن انتظار افتاده بود شدند. اتوبوس ساعت 5 حركت كرد. صندلي شمارهي ۲۱ خالي بود. تو در صندلي شمارهي 10 نشسته بود. بين راه راننده در جاي خالي مسافر كسي را سوار كرد. وقتي اتوبوس براي استراحت و نماز توقف كرد، آن مرد ديگر سوار نشد جايش خالي بود. هر چه شاگرد راننده به دنبال مرد گشت و صدايش كرد او را پيدا نكرد. ده دقيقه از توقفشان گذشته بود. باد ميآمد و باران ميباريد. در پيچ گردنهاي اتوبوس چپ كرد. مردم كنار جاده سريع لاستيك روشن كردند. همه مرده بودند. همهي اتوبوس در آتش سوخت.
برگرفته از متن كتاب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 18:31 توسط مجید کاظمی
|
جايي براي جيپ

در بهار 2007 در كوپنهاگ گروه تبليغاتي Y & R Bates كه شعبه آن در كشور دانمارك قرار دارد درصدد آگاهي دادن به مشتريان كارخانه ي جيپ اين فرم از آگهي ها را ارايه نمود.
با توجه به اينكه يكي از مهمترين قابليت هاي ماشين جيپ پارك كردن آن در هر شرايطي است مسئولين فروش آن ترتيبي دادند تا امكان تبليغات تازه اي براي اين ماشين پديد آيد كه در آن مشتريان به استفاده از جيپ در محيط هاي شلوغ و جنوبي شهر ترغيب گردند.
در اين آگهي، همانطور كه مي بينيد، مي توان ديد كه فضاهايي براي پارك كردن ماشين جيپ در نظر گرفته شده است. اين فضاها با خطوط سفيد تعبيه شده كه اسم ماشين جيپ نيز نشان دهنده ي محل پارك اين ماشين است. طراح اين آگهي ها با ارائه اين تصاوير در نظر داشته تا قابليت پارك شدن جيپ در هر موقعيتي را به عنوان يك ارزش به خرداران يادآوري كند.
مديرايده پردازي اين پروژه Ib Borup، مدير هنري Peder Schack، طراح لي آت Tobias Aggergaard و عكاس آن Pernille Elung است.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 1:17 توسط مجید کاظمی
|
آلفونس موشا
«سارا برن هارد» - 1896 - ليتوگرافي
نقاش و طراح گرافيك ر كه در جريان و تحولات آرت نوو قرار داشته و سعي زيادي در رشد و انعكاس ويژگي هاي تزييني كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0:42 توسط مجید کاظمی
|