تبليغاتX
من فقط برای سایه ی خودم می نویسم

 

محمد خیرخواه با "زن ایرانی" در بوفه گالری ماه مهر

محمد خیرخواه از عکاس های جوان و بسیار خوبی است که استعداد ذاتی اش را همیشه می توان در کارهایش مشاهده کرد. دوربین در دستهایش چیز غریب و کشف نشده ای نیست. برای آثارش هم بسیار تلاش می کند. چیزی که در نمایشگاه کوچک و حقیر ِ بوفه گالری ماه مهر می توانید ببینید آثار درخشان و جذاب اوست. می توانی چند کار را از نمایشگاهش خارج کنی طوری که ضربه ای به آثار دیگرش وارد نیاید. می توانی بی توجه از کنار چند کار او بگذری و آنها را ندید بگیری ولی نمی توانی کارهای خوب و تلاش ساعی او را نادیده بگیری.

"بعد از گذشت حدودا" یک سال از نمایشگاه انفرادی ام در قزوین، دوباره بر آن شدم تا نمایشگاه دیگری را در تهران و با موضوع "زن ایرانی" برپا کنم.
این کار میسر نمی شد جز با کمک"احمدرضا شجاعی" که کار اجرایی و "محمد رضا شریفی نیا" عزیز که بخش زیادی از انتخاب عکس هایم رو پذیرفتند. زحمت پوستر نمایشگاه هم که مثل همیشه به گردن دوست بزرگوار و شوخ طبع ام "هادی حیدری" افتاد.
نمایشگاه شامل ۱۷ فریم عکس رنگی ۴۵*۳۰ است که نگاه های مختلفی را به زنان ایرانی در موقعیت های مختلف از جمله حضور زنان در ورزش، سیاست، اجتماع، مراسم مذهبی و... به نمایش گذاشته است.
این نمایشگاه شنبه ۳۰ تیر ساعت ۱۷ افتتاح می گردد و تا ۱۸ مرداد از ساعت ۹ تا ۲۰ در بوفه گالری ماه مهر برپاست.
بوفه گالری ماه مهر خیابان ولیعصر، روبروی پارک ملت، خیابان کاج آبادی، شماره ۱۲تلفن: ۲۲۰۵۱۷۸۶"

صفحه گالری این شماره ی همشهری جوان هم به او و کارهایش اختصاص دارد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 22:5  توسط مجید کاظمی  | 

 

این طراحی عنوان ندارد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 6:28  توسط مجید کاظمی  | 

کاظم الدوله

تصویر فوتوقرافی شده رسیده از سپاهان

شیخنا.. توحیدنا.. مولانا ... امروز از سر عافیت اندیشی و دستور پزشکیان دربار برای تازه کردن دماغ ملوکانه با عده ای از زعمای دربار و شاعران درگاه به سمت تپه های دوشان در عزیمت بودیم که به ناگاه سر و صدای گروهی از رعایا از دور بلند شد که به دست افشانی و هلهله به سمت حضرت همایون جلال در تک بودند.. چشمانمان را که کوچک کردیم تصویری در اندازه ی بدیع و کبیر در دستانشان دیدیم که گویی بر سر خویش گرفته و در حرکت بودند.. نزدیکی هایمان که رسیدند یا کاظم الدوله..یا کاظم الدوله ای راه انداختند که آن سرش نا پیدا بود.. خوب که دقیق شدیم تمثال خودمان را شناختیم.. به لحظه امر فرمودیم تا به نام درگاه جناب حضرت عجل شیخ توحیدالدین شهرکی سپاهانیان منچسترزاده ده مرتبه توپ در کردند ..
در حال نعرعی زدیم و فی الفور از هوش رفتیم..
رضی الله عنه

وبلاگ شیخ توحید شهرکی و ماجرای سفرنامه اش را ببینید..

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 3:14  توسط مجید کاظمی  | 


مشروح میزگرد تایپوگرافی
چهارشنبه نشست و میزگرد بررسی ِ تایپوگرافی در سالن سینما تک ِ موزه ی هنرهای معاصر تهران برگزار گردید. این نشست به دنبال سلسله سخنرانی های تایپوگرافی با حضور فرشید مثقالی، رضا عابدینی، قباد شیوا و مسعود سپهر و با استقبال بسیاری از طراحان و گرافیست ها تشکیل گردید.
این روزها تمامی کسانی که دغدغه ای برای گرافیک دارند مطلع هستند با افتتاح نهمین دوسالانه ی گرافیک بار دیگر نظرات، پیرامون تایپوگرافی، به شکل ِ دوباره مطرح و به نقد گذاشته شد. تایپوگرافی چند سال اخیر به عنوان فرآیند تازه ای که محصولات آن به دست بسیاری از گرافیست های نوجو منتشر و گسترش پیدا کرده است امروز به زعم عده ای نوشتار و تایپ هایی ناخوانا و نوعی غلط نویسی است و به نظر گروهی دیگر در راستای رهایی فرآیند تایپ و دیزاین از جریان سنتی ِ آن است. همچنین به نظر می رسید بعد از سخنان ِ بسیاری که گرافیست های مختلف در رسانه ها مطرح کرده اند و نقدهای پراکنده ای که در تایید و یا رد این مسئله گفته شد زمان ِ آن رسیده بود تا به مناسبت دوسالانه ی گرافیک، جلسه ای علمی با حضور صاحبان نظر برگزار گردد. همین مسئله، یعنی نبود فضایی که بتوان تایپوگرافی ِ معاصر ایران را به میز نقد کشاند، باعث شد تا به ابتکار فرشید مثقالی سلسله سخنرانی ها و نشست دوسالانه ی نهم با موضوع ِ «تایپوگرافی؟» برنامه ریزی و برگزار گردد.
در این چند روز سخنرانان به زعم خویش در نقد و یا بررسی تایپوگرافی به صورت ِ جداگانه سخنرانی و در میزگرد نهایی با نظرات تکمیلی خود را بررسی نمودند.
«تایپوگرافی چیست و چه تعریفی از این مسئله داریم؟» سئوالی که در ابتدا اسداللهی می پرسد و نگاه سخنرانان به عابدینی خیره می شود.
هر کسی شروع کننده باشد باید درباره ی واو به واو حرفهایش پاسخگو باشد! متاسفانه عابدینی هم طفره می رود. این را می توان از نحوه ی پرداختنش به تایپوگرافی و پاس دادن آن به دیگر سخنرانان فهمید. عابدینی مدعی شد تعاریفی که تاکنون درباره ی تایپوگرافی مطرح شده سالیان سال است در دانشگاه ها از آن سخن می رود ولی تایپوگرافی دنیایی ناشناخته ای است که نمی توان محدوده ی آن را مشخص نمود.
مسعود سپهر اما شروعی نسبتا واضح تر و علمی تری به مسئله ی تایپوگرافی دارد. سپهر در بررسی مسئله ی تایپ اشاره به راحت خوانی و درست خوانی تایپوگرافی می کند و همچنین به این مسئله می پردازد که مسئله ی تایپ مسئله ای با مرز ِ مشخص و دقیق نیست مضاف بر اینکه در ایران آگاهی ِ کافی از این مسئله وجود ندارد. ولی چیزی که وجود دارد این است که تلاشمان شاید بتواند به فرآیند کم تجربه ی تایپوگرافی در ایران بیافزاید.
صحبت های فرشید مثقالی بحث را کمی داغ تر می نماید. مثقالی بعد از مقدمه ای درباره ی تایپوگرافی به طرح این مسئله می پردازد که از نگاه ِ بسیاری اگر به آثار گرافیک دوسالانه ی نهم نظری بیافکنیم بن بستی را در تایپوگرافی مشاهده می کنیم که در غالب کارها وجود دارد. بحث خیلی سریع به سمت آثاری می رود که عابدینی به عنوان ِ نماینده ی این آثار پاسخ می دهد.
عابدینی در جریان بحث میزگرد به مقوله ی منابع نوشتاری می پردازد و گله می کند که چرا در این زمینه ما مجموعه و یا کتابی منسجم نداریم. چرا نمی توانیم به صورت مکتوب و با وجود مستندات به تعریف تایپوگرافی بپردازیم و یا درباره ی وجوه مختلف آن سخن بگوییم؟
قباد شیوا که با تاخیر به جلسه رسیده بود با طرح دوباره ی اینکه تایپوگرافی یک مقوله ی علمی و منطقی است به نقد آثاری پرداخت که در آن نگاه شخصی آثار گرافیکی را محدود نموده است. وی باردیگر بر این مسئله پافشاری نمود که نگاه شخصي در اثر در محدوده كار گرافيك نيست و به محدوده هنرهاي ديگر مثل نقاشي مربوط مي شود.
سپهر بسیار محققانه به بررسی این مسئله می پردازد و با توضیح این مسئله که جریان تایپ در داخل صفحات آنقدر ارزشمند هست که بدان پرداخته شود مثال می آورد که معمولا خوانندگان و مخاطبان کتاب چند ساعت از وقت خویش را برای صفحات داخلی می گذارند و در این بین شاید چند دقیقه هم فرصت ِ دیدن روی جلد را ندارند. سپهر ادامه می دهد برای شخصی مانند من تایپ و گرافیکی که برای داخل صفحات استفاده می شود آنقدر مهم است که روی جلد آن شاید زیاد مطرح نباشد.
در پایان مثقالی با آوردن تعاريفي از دايره المعارف معتبر بریتانیکا به توضیح می پردازد و آن را با مصداق های سخنان مطروحه در جلسه ارتباط می دهد و سپهر نیز با ذکر مستنداتی که خود ترجمه نموده بود به تعریف تایپوگرافی می پردازد.
در انتها اگرچه احساس می شد جلسه بدون نتیجه به پایان رسید، لیکن به عقیده ی بسیاری، مخاطبین جوابهایی بسیار مفید از این همنشینی ِ گرافیکی دریافت نمودند.
اگرچه در این پست به موارد بسیاری از حواشی ِ جلسه نپرداختم، لیکن در نوشته ی بعدی که در چند روز آینده می گذارم به نوشتاری خواهم پرداخت که شامل حواشی، نظرات و نقد جلسه ی تایپوگرافی خواهد بود.





+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 14:36  توسط مجید کاظمی  | 

 

                       میزگردی درباره ی تایپوگرافی

 

            

 

نوشته ی زیر را با این ذهنیت نوشتم که هنوز چند ساعتی از میزگرد نگذشته بود، سخنانی در اطرافم رد و بدل شد که با آن چیزی که در جلسه اتفاق افتاده بود تفاوتی ماحوی داشت. بیشتر شبیه به نوعی اظهار نظر شخصی بود که گویی می خواهیم درباره ی جلسه و سخنرانانش قضاوت کنیم.

امروز چهارشنبه نشست و میزگرد بررسی ِ تایپوگرافی با حضور فرشید مثقالی، رضا عابدینی، قباد شیوا و مسعود سپهر و با استقبال بسیاری از طراح ها، گرافیست ها و علاقمندان ِ به این مبحث برگزار گردید. این سلسله بحث ها با چهار جلسه سخنرانی: قباد شیوا، فرشید مثقالی، مسعود سپهر، رضا عابدینی و در آخر میزگرد چهار نفره، با مدیریت مصطفی اسداللهی در موزه ی هنرهای معاصر برگزار گردید.

در این میزگرد همفکری ِ فرشید مثقالی و مسعود سپهر دربررسی ِ علمی و محققانه کم نظیرشان بسیار کارساز بود. گویی بحث نقد ِ دو سیستم ِ موافق و مخالف نیست بلکه بررسی ِ چیزی است که اکنون در اتمسفر تایپ وجود دارد. جلسه ای که به زعم طولانی بودن، بسیار پربار و خلاق برگزار گردید. پیدا کردن روشهایی برای فهم و درک مسئله ی تایپوگرافی در ایران. اگرچه در مراکز آکادمی درباره ی آن آگاهی بسیاری وجود دارد ولی به نقل از عابدینی همه تا این مرحله(آکادمی) شناخت و آگاهی داریم....لیکن فضایی را می طلبیم که در این فضا بتوانیم به صورت گسترده و هماهنگ درباره ی موضوع به اجماع برسیم. نظرات و تجربیاتمان را ارایه دهیم و در قِبل بحث هایمان بتوانیم مسئله ی بن بست ِ تایپوگرافی را به قول مثقالی بررسی نماییم. و به قول شیوا این قدر درباره ی آن صحبت نکنیم و باز هم به قول سپهر بتوانیم بر فرایند "کم تجربه"ی تایپوگرافی چیزی اضافه کنیم.

همین مسایل باعث به وجود آمدن میزگردی خلاق گردید که در آن تایپوگرافی به معنی ِ وسیع آن مورد نقد و نظر قرار گرفت و فکر می کنم اشتباه است اگر همچنان این نظر را من ِ مخاطب داشته باشم که بحث تنها دوئل بین دو جریان فکری محسوب گردد. این جلسه تنها بررسی ِ بن بست و یا ناخوانایی است و بسیاری را در گیر و دار آن به گفتن و شنیدن وادار می کند. از مصطفی اسداللهی گرفته که سعی در بی طرفی در جلسه به مدیریت میزگرد پرداخت تا شور و حرارتی که احصایی، حقیقی، ادیبی و همه ی مخاطبین در بیان نظراتشان داشتند. سئوالاتی مطرح شد که تمامی در گرفتن بسیاری از جواب ها به شخصیت ِ گرافیست ِ امروز کمک می کند.

واقعیتی که در ارایه ی آثار تایپوگرافی در این سالها به وجود آمده است می بایست دو گروه را به نمایندگی بر دو طرف میز ِ نقد می نشاند. حال قرعه به اسم این دو استاد و گرافیست ِ محبوب، عابدینی و شیوا، افتاد. این را هم مخاطبین در جلسه می دانستند و هم سخنرانان و هر دو گروه ابایی در ابراز آن نداشتند. اگر تصویر جلسه را مشاهده کنید این "ژست" و واقعیت مشهود است اگرچه به نظر هم نیاید! چیز منفی ای هم نیست. می تواند در کمترین نتیجه گیریمان باب گفتگوهایی از این دست باشد.

 این مطلب به صورت مشروح است که تا یکی دو روز دیگر منتشر می گردد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 4:31  توسط مجید کاظمی  | 

نمایشگاه نقاشی های رضا هدایت در گالری اثر

دست یوسف علیخانی درد نکنه! چون دسترسی به عکس های نمایشگاه نداشتم از وبلاگش سواستفاده کردم و عکسهایی رو که در روز افتتاحیه از نمایشگاه رضا هدایت گرفته بود رو روی وبلاگ گذاشتم..و چقدر هم عکس.. برای دیدن عکسای بیشتر کلیک کنید. 
آدرس خیابان طالقانی بعد از ایرانشهر خیابان شهید موسوی خیابان بر فروشان روبروی خانه هنرمندان پلاک ۱۳

نمايشگاه نقاشي رضا هدايت

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 22:47  توسط مجید کاظمی  |