تبليغاتX
من فقط برای سایه ی خودم می نویسم

عکس تزیینی است

در همین روزها و تا تاریخ نمی دانم که حتما توی تبلیغات شهری توجه داده شده است موزه هنرهای معاصر نمایشگاه ِ مقاومت را برگزار می کند و در آن طرف تر در ولی عصر، نگارخانه ی صبا میهمان دوسالانه ی جهان اسلام است. در این طرف چند نسل و چند حیطه مانند کاریکاتور، تصویرگری، پوستر، تایپوگرافی و... چنان توی هم، توی هم رفته اند که بعد از نمایشگاه تنها اخم من و توست که می ماند. گویی نه نیازی به برگزاری است و نه نیازی به کیفیت. هنرمندان زحمت زیادی کشیده اند و بودجه ای نسبتا خوب نیز خرج شده که محیط اجرایی ِ آن جز بَِنِرهای بسیج و... هیچ حاصل ِ درخوری ندارد. عجب که در نگارخانه ی صبا نیز نمایشگاهی با پیچ و تاب و فراوانی آثار خوب و بد و متوسط به صورتی درهم به حراج دیدگان من و تو رفته! ..رفتید نگاهی بیاندازید!

 

ایسنا چند وقت پیش «خبر- مصاحبه» ای با همتی آهویی کرده بود که متن آن را در وبلاگ تصویرگری خواندم. مطلبی درخور از دغدغه های همیشه ی آموزش! همتی آهویی که خود در مقام مدرس دانشگاه و هم در مقام مدیرهنری کانون و از همه مهمتر در مقام هنرمند می باشد نکته ی بسیار ارزشمندی را در سنجش و ارزیابی مطرح نموده که جا دارد تا به بررسی آن کوشش شود و راهکارهای عملی و علمی ِ آن سنجیده شود.

بسیار سعی کرده ایم تا در مقام مقایسه راه حل های عملی از درک هنر را بیابیم و آن را تبدیل به فرآیند آموزشی کنیم که فراگیر و همه گیر باشد. درک امروز ما از هنر به سرنوشت و ترسیم آینده ی ما منجر می شود. لیکن امروز از درک نقصان آموزشی مان تقصیر را به گردن سوم شخص ِ غایب می اندازیم! و انتظار داریم تا لااقل در چهار دیوار کلاسمان به بهره مندی برسیم. به همین منوال دسترنج ِ بسیاری از اساتید عزیز به دست روش های متعدد و پرتعداد اساتید دیگر پرپر گردد. خدا را شاکریم که امروز در ایران به اندازه ی همه ی اساتید و هم به اندازه ی همه ی انسانها روش تدریس داریم ولی نمی دانیم چرا تا این حد آثار هنرمندانه به یکدیگر شبیه است! دعوت می کنم از تمامی دوستان تا نظرات خود را برایم میل کنند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 23:26  توسط مجید کاظمی  |