خیلی خوشحال شدم از اینکه کامنت دوست خوبی رو دیدم که خبر وبلاگ تازه ای رو می داد.
محمد مهدی درویشان پور از اون دست بچه هاییه که دوستی با اون طراوت پاکی رو در زندگی من و تو جاری می کنه. با اینکه استعداد عجیبی در هنر داره همیشه از خودم می پرسم چرا به صورت آکادمیک درس نخوند.. البته مهدی (حتما با فتحه ی روی میم بخونید والا ناراحت می شه) از اون دست آدماست که با تمام وجود سعی در کار کردن و متاثر کردن دیگران داره: "قصد و هدف این وبلاگ ارتباط برقرار کردن با افراد مستعد و حرفه ای در زمینه ی انیمیشن سه بعدی می باشد و به امید روزی که بتوانیم یک شرکت بزرگ و قوی انیمیشن سازی در ایران در حد و اندازه های جهانی داشته باشیم.انشاالله" . حتما
وبلاگش رو ببینید.
"همین که احساس کردی وقتت تلف شده خودش افسردگی عمیق تر هست پس اونا موفق بودن" اين كامنت خوب و قشنگ مربوط به شايان حجتي پور هستش كه براي نوشته ي من و درباره ي نمايشگاه افسردگي عميق تر فرستاده.. به نظرم مي آيد چون مطلب اصلي ام را درباره ي افسردگي عميق تر هنوز به پايان نرسوندم و روي وب نگذاشتم نوشته دچار كمي سوءتعبير شده.. شايان جان مرسي از توجهت.. ولي مطلبم رو درباره ي برگزاري اين نمايشگاه حتما بخون!
چند وقت پيش نمايشگاهي از آثار ابولفضل شاهي برپا بود مطلب و لينك ذيل مربوط به كارهاش توي سايت كارگاهه.. حتما ببينين!
* ابوالفضل شاهی
متولد 1354 کاشان
لیسانس ارتباط تصویری از دانشگاه آزاد اسلامی
برگزاری نمایشگاه کالیگرافی در نگارخانه سعد آباد
برگزاری نمایشگاه پوستر در نگارخانه برگ
برگزاری نمایشگاه مجسمه در گالری هما
برگزاری نمایشگاه عکس در گالری آی - دوبی
شرکت در اولین نمایشگاه خوشنویسان نوگرا در نگارخانه صبا - فرهنگستان هنر
کسب جایزه منتقدین از چهارمین دوسالانه مجسمهسازی
تالیف دو کتاب در زمینهی ادبیات با عناوین : "پرسیدن راه" و " اسفرزه"
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:13 توسط مجید کاظمی
|
چقدر سخته يه مطلبي رو نوشته باشي ولي به دليل "لود" نشدن مجبور باشي دوباره بنويسي.. خدايا کامپيوترم رو بهم برگردون که مجبور نشم مثل بچه يتيما، تو کافي نت بنويسم. بگذريم.. يه دوستي تو کامنت هاي پايين نوشته بود: "همه برای خودشون .سایه شون.دلشون و خودشون مینویسند !شما نه اولی شی نه آخریش!" به اين وسيله اعلام مي کنم:"همه برای خودشون .سایه شون.دلشون و خودشون مینویسند !من نه اولی شم نه آخریش! به خدا...." در ضمن اين عنوان برگرفته از يکي از جمله هاي معروف صادق هدايته که هر کي بوف کور رو خونده باشه حتما حتما يادشه. البته تو لوگوي بالاي صفحه هم هس که فعلا بنا به دلايلي بالا نمي آد.. بابت اين مسئله متاسفم و عذر مي خوام..
به تازگي بروبچه هاي پارکينگالري و دوستان ديگرشون ترتيب نمايشگاه جالبي رو تحت عنوان افسردگي عميق تر دادند. نمايشگاه در چند نگارخونه در حال برگزاريه و از قضاي روزگار ديروز که هم کلاسي ها ازم خواستند تا با همديگه به نگارخونه تهران بريم اصلا و ابدا حاضر نشدم از پشت ميز و از کنار بساط چاي بلند شم. از همه مهتر اينکه وقتي براي افتتاحيه به نمايشگاه رفتم پاک احساس کردم وقتم هدر رفته.. از همگي دوستانم که کارهاشون اونجاس عذر مي خوام...
بعد از راه پله هاي نگارخونه تهران و همچنين در سالن اول پوسترها چيده شده و در سالن بعدي کارهاي مولتي مديا و عکس.. سر درد به تمام معنيه.
به تازگي هم زمان ارسال آثار به دبيرخانه نسل پنجم تمام مي شود. بنا به دلايلي که بعدها بيشتر درباره ي آن خواهم نوشت کارهايم را ندادم و منتظرم ببينم اين قشون کشي هاي تازه به کجا مي رسه.
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 16:33 توسط مجید کاظمی
|